
بسم الله الرحمن الرحیم ظهر عاشورا من بیشتر از هر چیز به «دنیا» فکر میکنم. به دنائت اش، به پستی اش، به بی انتهایی زشتی اش... فکر میکنم شاید اباعبدالله هم برای همین رفت. که دنیا را نشانمان دهد. آخرش را پیش چشممان تصویر کند. نهایتش را بگوید. و چه چیزی بهتر از ماجرای کربلا می توانست پرده فریب را از صورت کریه دنیا کنار بزند. دنیا همین است. همین شکلی. شکل ظهر عاشورا... شکل گودال قتلگاه. همین قدر نخواستنی. و چه چیزی بهتر از ماجرای کربلا می توانست ما را بلدِ دنیا کند؟! همیشه، وسط روضه، اوج مقتل... به این فکر میکنم که دیگر این همه دنائت لازم نبود. این اوج رذالت لازم...
ادامه مطلب